X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 1 دی 1393

(2014) Teenage Mutant Ninja Turtles


7/10


با تمام خوبی هایی که فیلم داره اما در شخصیت پردازی ضعیف ِ. هرچند لاک پشت های نینجا در اصل باید یه سریال باشه به خاطر سبک داستان زنجیره ای و متصل به همی که داره و خیلی سخته در قالب یه فیلم یک ساعت و نیم ِ چهار شخصیت اصلی داستان رو کاملا معرفی کرد. مثلا من انتظار داشتم لئوناردو به عنوان لیدر گروه بیشتر در مبارزات تن به تن ظاهر بشه و از شمشیر کاتانا بیشتر استفاده کنه(میشه گفت اصلا از شمشیرش استفاده نکرد!). حتی توقع داشتم رافائل به خاطر خشونت افسارگسیخته و قدرت بدنی بالایی که داره در مبارزات حریفاش رو واقعا لت و پار میکرد. یا حتی از میکل آنجلو مبارزات ظریف و هنرهای رزمی به اون شکل ندیدم و سلاح نانچیکو اش رو که سلاحی هنری و موزون شناخته میشه به اون شکل قابل انتظار استفاده نکرد.
حالا که سازندگان تونستند 4 لاک پشت رو اینقدر خوب و طبیعی دربیارند که برای یه فیلم مناسبه، ایکاش با همین تیم به فکر ساخت یه سریال می افتادند. چه ایرادی داره؟ وقتیکه این همه پول برای سریال های بعضا ضعیف آمریکایی داره هدر میره، یه امتحانی میکردند و سریالی با محوریت لاک پشت های نینجا می ساختند. با وجود سود 3 برابری فیلم در جهان و استقبال طرفداران لاک پشت های نینجا، ساخت سریال اونقدرها هم غیر منطقی نیست. به عنوان یکی از طرفداران دوآتیشه Ninja Turtles همچین آرزویی دارم.


دوشنبه 12 فروردین 1392

Riding Alone For Thousands Of Miles


8/10


خیلی دنبال این فیلم میگشتم و تقریبا یه دو سالی بود که به هر وب سایت خارجی که گوگل معرفی می کرد سر می زدم برای یافتن یه لینک دانلود. اما معمولا فیلم های مستقل و کم تر دیده شده جشنواره ای مخصوصا از نوع آسیای شرقی اش تو فضای مجازی اینترنت کم یاب هستند یا اصلا وجود ندارند و نایاب. این فیلم هم از این قاعده مستثنی نبود و ما به هر دری می زدیم تا فرصت طلایی دیدنش نصیبمون بشه نمیشد. هر چه بود یا تاریخ انقضای لینکش گذشته بود یا دل و روده تورنتش رو درآورده بودند و قابل دانلود نبود. اتفاقا پارسال هم به یه نفر که کارش خرید دی وی دی های اریجینال بود گفتم و اینو گرفت برام منتها از شانسم اونو بین آرشیو عظیم فیلمهاش گم کرد. سه روز پیش گفتم دوباره شانسم رو امتحان کنم و یه سرچی دوباره تو گوگل افسانه ای زدم و از شانس این بار خوبم موفق شدم یه تورنت تازه و خوب ازش پیدا کنم و بزنم تو گوشش. سرعتش هم عالی بود و خیلی راحت دانلود شد.
حالا بریم سر وقت ریویو: ژانر فیلم درام/ ماجراجویی بود منتها ماجراجویی از جنس بی سر و صدا و آرومش. مرد ژاپنی تنها که به خاطر فرزند بالغ بیمارش که وضع خوبی نداره و اونو سالها پیش به دلایلی از خودش رنجونده و ترک کرده، عازم سفری پر فراز و نشیب به کشور چین میشه تا از اپرای چینی مورد علاقه پسرش با هندی کم فیلم بگیره و با نشان دادن فیلم به فرزندش بار گناهی که بر دوشش سنگینی میکنه رو کم کنه و موجبات بخشایش خود را توسط فرزندش فراهم کنه. اینجاست که تئاتر چینی «هزاران مایل تنها راندن» مقصدی میشه بر سفر طولانی مرد ژاپنی که قراره اتفاقا هزاران کیلومتر سفر کنه برای رسیدن به رستگاری، کمال و بخشایش حقیقی. فضا فضای فیلم های ژانگ ییموست و سایه ژانگ ییمو کاملا بر فیلم گسترده است. پرداختن به زندگی دسته جمعی و صمیمانه خانواده چینی و برخورد مملو از خونگرمی مردمان چین که در فیلم های ییمو کاملا مشهود است در این فیلم هم به چشم میخوره. همیشه یکی از دغدغه های ییمو نشان دادن فرهنگ مردمان کشورش بوده و در هر یک از فیلم هایش بخشی از این فرهنگ رو به تصویر میکشه. یکی از نقاط بسیار مثبت فیلم این بود که در کنار فرهنگ و نحوه زندگی مردم چین، اخلاقیات مثبت و ستودنی مردم ژاپن رو به تصویر میکشه. از خودگذشتگی های زن مترجم و راهنمای ژاپنی که از هیچ کمکی به پدر ژاپنی دریغ نمی کنه تا خواسته فرزندش رو که دیدن اپرای چینی هست برآورده کنه. در کنار ویژگی های مثبت فیلم باید یادی کنم از نماهای طبیعت بکر و دست نخورده چین که امضا فیلم های ییمو است. این اثر قله فیلم های ییمو نیست و نقاط ضعفی هم داره اما به راحتی در کنار آثار مطرح و هنری ژانگ ییمو قرار می گیره. آثاری که نمونه جو و فضاهای بکرشون در هیچ فیلم دیگری در سینمای جهان وجود نداره.
جمعه 10 آذر 1391

The Amazing Spider-Man


9/10


به عنوان یکی از طرفدارای نسبتا دو آتیشه کاراکتر سینمایی اسپایدرمن از این فیلم بسیار لذت بردم. حتی فراتر از انتظاراتم بود و هیچوقت فکر نمی کردم از سه گانه سم ریمی قشنگ تر بشه. از اونجایی که وسواس زیادی روی کیفیت فیلم ها دارم، چندین ساله که نه تنها دیدن فیلم پرده ای رو کنار گذاشتم بلکه تمرین کرده ام تا برای دیدن آثار جدید ریاضت بکشم و جایزه صبرم را با دیدن دی وی دی های اوریجینال و با کیفیت بگیرم. حتی به دی وی دی های معمولی که چند هفته قبل از عرضه DVD Version ها میاد هم اکتفا نمی کنم. بنابراین بعد از چندین ماه بالاخره امشب همراه خانواده این شاهکار قابل تحسین مارک وب را تماشا کردم. اکشن خاصی بود. اکشنی که برام تازگی داشت و نمونه اش رو ندیده بودم. شما وقتی از اکشن حرف می زنید، طبعا المان های مشخصی مد نظرتون هست و مخاطب وقتی صحبت شما مبنی بر تعریف یک فیلم اکشن را می شنود همان المان ها در ذهنش پدیدار می شود. اما این فیلم تعریف جدیدی از اکشن را ارائه کرده بود و قطعا تبدیل به جهش و دریچه جدیدی برای فیلم های ابر قهرمانی خواهد شد. جنس این اکشن را حتی در فیلم های نولان و بتمن های او ندیده بودم (البته هنوز خیزش بتمن را ندیده ام). اکشنی که ریتمش خاص و جدید بود. اکشنی که فضا و اتمسفرش حتی در سکانسهای بدون تنش و نماهای آرام مربوط به گفت و گو ها تاثیر داشت و آنها را پر هیجان کرده بود. 



درحالی این یادداشت را می نویسم که کاملا از دیدن این فیلم غافلگیر شده ام و همچنان مبهوتم. فیلمنامه فیلم بسیار پخته تر و تمیز تر از سه گانه قبلی اسپایدرمن است. اگرچه فیلمنامه در پرداخت شخصیت بدمن، دکتر کرت کانرز (The Lizard) کمی ضعیف عمل کرده بود و به درستی روحیات و خصوصیات اخلاقی اش را واکاوی نکرده بود و سرگذشت پدر و مادر پیتر پارکر را در میانه فیلم به حال خود رها کرد اما جمعا فیلمنامه خوب و پخته ای بود. از بازی اندرو گارفیلد خیلی خوشم اومد و به نظرم کاملا کاراکتر اسپایدرمن بهش میومد. هرچند بازی دلنشین توبی مگوایر در سه گانه سم ریمی قابل ستودن بود و انتخاب درست و به جایی بود برای کاراکتر مرد عنکبوتی اما اندرو گارفیلد هم به زیبایی توانست از عهده این نقش برآید و خیال طرفداران اسپایدرمن محبوب را راحت کند. نقشی که بسیار سخت است و درآوردن روحیات فردی مظلوم و درسخوان در کنار فردی مددجو و مسئولیت پذیر که دغدغه نجات جان بشر دارد با شیطنت ها و بازیگوشی های منحصر بفردش به صورت همزمان کار هر بازیگری نیست. 



شایان ذکر است که بازی اما استون در نقش معشوقه اسپایدرمن به مراتب قابل قبول تر و بهتر از کریستن دانست در سه گانه قبلی بود. کلا اما استون نسبت به کریستن دانست دوست داشتنی تره. دوباره برگردیم به سمت داستان. بسیاری از نقاط داستان از مرد عنکبوتی 1 گرفته شده بود و اقتباس بدون تصرفی بود از کمیک استریپ. اما آنچه که آن را نسبت به فیلم اول سم ریمی متمایز و پذیرفتنی تر می ساخت همان دخل و تصرف های فیلمنامه نویس در کل اثر و کمیک استریپ آن بود. دقیقا همان کاری که کریستوفر نولان با سری بتمن خود انجام داده است. فیلم مارک وب بسیار بیشتر شخصیت پیتر پارکر را زمینی و از جنس خود ما نشان می دهد. این به این معنا نیست که پیتر پارکر سم ریمی نتوانسته بود حقیقی و زمینی جلوه کند. اما اسپایدرمن شگفت انگیز بیشتر به سمت واقعی کردن داستان پیش رفته بود و همین عامل موفقیت آن است. برای مثال فیلمنامه نویس این سری با کسی شوخی نداشت و کاری کرد که اسپایدرمن توسط پلیس با اسلحه و مهمات مدرن دستگیر شود!



سطح سکانسهای رزمی و مبارزات اسپایدرمن هم در حد ایده آل و حرفه ای بود و به شخصه از آنها لذت بردم. در پایان باید بگم که این فیلم تمام انتظاراتم را برآورده کرد و در تمام زمینه ها از داستان، بازیگری، فیلمبرداری گرفته تا جلوه های ویژه و تدوین نمره اش از 10، بالای 8 بود. از همین حالا مشتاق دیدن نسخه بعدی اسپایدرمن شگفت انگیز که قرار است همین کارگردان بسازد و در سال 2014 اکران شود هستم. مارک وب! خیلی کارت درسته، خیلی آقایی!

چهارشنبه 17 آبان 1391

To Live


زیستن

کارگردان: ژانگ ییمو

فیلم نامه: وی لو | بر اساس داستانی از هوا یو

بازیگران: گونگ لی، گِ یو و...

محصول چین/ هنگ کنگ | 1994 | 125 دقیقه


10/10


خلاصه داستان: اشراف زاده ای که تمام دارایی کلانش را با قمار به ورطه نابودی می کشاند و در این راه همسرش نیز او را ترک می کند. او که زمانی خان زاده بوده حالا باید مانند رعیت زندگی کند و با چهره وحشتناک زندگی رو به رو شود. دوره گردی، نمایش عروسکی سایه ای، جنگ، فقر و هزاران مصیبت دیگر برای زیستن در راه است...


تاریخ چند دهه به زیبایی در قالب فیلمی دو ساعته به تصویر کشیده شده است. شب گذشته این شاهکار ژانگ ییمو کبیر رو برای سومین بار دیدم. معمولا عادت ندارم یه فیلم رو چند بار ببینم. حتی خیلی از فیلم هایی که تو لیست Top10 ام هستند رو هم برای بار چندم نمی بینم. اما در مورد آثار ژانگ ییمو قضیه فرق میکنه. واقعا فیلم های این کارگردان رو دوست دارم. با فیلم هاش راحت ارتباط برقرار می کنم و به نظرم بهترین کارگردان دنیاست از هر نظر. نیاز مخاطب رو درک میکنه و فیلمی که میسازه کاملا تو مشتش ه. از بازیگران فیلمش بهترین نمایش و بازی رو می گیره و برای تک تک اشیاء و اجزای فیلمش حرمت و ارزش قائله. از موسیقی و رنگ ها به بهترین شکل استفاده می کنه. واقعا بهترین موسیقی های سنتی کشور پهناور چین رو میشه در آثار ییمو شنید. استاد استفاده از لوکیشن ها و مناظر بکره. و حس طبیعت دوستی و علاقه به رنگ ها در فیلمهاش موج میزنه. اینها ویژگی های آثار ییموست که در این فیلم هم به وضوح قابل مشاهده است و البته او استاد به تصویر کشیدن آداب و رسوم، تاریخ و فرهنگ کشورش هم هست. زیستن در کنار نمایش زندگی یک خانواده چینی، تاریخ چند دهه چین رو به تصویر می کشه. تاریخی که به قبل و بعد از پیروزی حزب کمونیست به رهبری مائو تسه تونگ علیه نیروهای ناسیونالیستی چیانگ کای شک مربوط است. ژانگ ییمو در این فیلم انتقاداتش رو به حکومت مائو و انقلاب او به صراحت بیان میکنه. فیلم از نیمه به بعد پر است از شعار، پرچم، عکس و پارچه های تبلیغاتی حزب کمونیست و مائو و زیرسوال بردن همه اینها توسط کارگردان. حزب کمونیست حزبی بود که بر پایه دفاع از حقوق کارگر و کشاورز بنا نهاده شد و دنبال رو سیاست های مارکسیسم بود اما در این فیلم این سیاست ها زیر سوال رفته و اتفاقا عامل بدبختی مردم معرفی می شود. برای مثال سکانسی که پروفسور بیمارستان به خاطر سیاست غلط سرکوب روشنفکران بازداشت شده و سه روز بدون غذا مانده و نمی تواند در زمان اضطرار به داد بیماران برسد. انتقادهای زیادی بر سیاست های مائو وارد است مانند قضیه «انقلاب فرهنگی/ سرکوب روشنفکران » و «جهش بزرگ به جلو» که باعث کشته شدن میلیون ها نفر در چین بر اثر قحطی شد.

گونگ لی در این فیلم یکی از بهترین بازی هایش را ارائه کرده و به نظرم بعد از فیلم «فانوس سرخ را برافراز» از همین کارگردان، بهترین بازی او در «زیستن» است. و البته از بازی خوب گِ یو نباید غافل شد که به زیبایی نقش مرد و پدر فداکار را بازی کرده است. او آنقدر رئال و واقعی بازی می کند که بیننده با هر گریه او اشک میریزد و با شادی اش خوشحال می شود. فیلم رگبار تراژدی است و پر از مصائب. فراز و نشیب ها و سختی های طاقت فرسای خانواده نجیب زاده چینی در مسیر پر پیچ و خم زندگی. پر از حسرت ها، افسوس ها، عبرت ها و درس هایی که هرگز رنگ شعار به خود نمی گیرند. زیستن نماد پدر و مادر دلسوز و فداکار است. تصویر رنج های اجداد و نیاکان ماست فارغ از ملیت، قومیت، فرهنگ و سرزمین. رنج هایی که در نبود امکانات و جامعه متمدن کشیدند تا دنیایی آرام و راحت را برای ما به ارث بگذارند.

سه‌شنبه 25 مهر 1391

Seppuku


10/10


یکی از بهترین فیلم ها با تم سامورایی که دیده ام و یکی از بهترین فیلم های ژاپنی که در تمام عمرم دیدم. کارهای استاد ماساکی کوبایاشی رو می پسندم و دوست دارم. برخلاف آکیرا کوروساوا که هرگز نتونستم با آثارش ارتباط برقرار کنم و هرگز نفهمیدم این همه تعریف مردم از این کارگردان و فیلمهایش برای چیست!؟ آیا این یک تعریف و تمجید همه گیر و دهن بینانه نیست؟ مانند همان جریان و همفکری غلطی که بر بعضی آثار کلاسیک سایه انداخته و آنها را به صورت دروغین نسبت به بقیه آثار کلاسیک و حتی آثار جدید متمایز می کند. کوروساوا در شرایطی فیلمسازی در ژاپن را آغاز کرد که هنوز سینمای ژاپن پیشرفت نکرده بود و جوان بود. فقط در این مورد می توان کوروساوا را تحسین کرد که با امکانات کم، سینمای ژاپن را ارتقا بخشید. درحالیکه اگر بحث ارتقا بخشیدن سینما هم دربین باشد، کوبایاشی به فاصله ده سال بعد از کوروساوا فعالیت هنری اش را آغاز کرد و او نیز در این ارتقا و پیشرفت سهمی دارد. نمیدونم در خارج کشور هم به کوروساوا اینقدر ارج می نهند که در کشور ما بزرگش کرده اند یا نه؟ آیا کوبایاشی در خارج ایران هم اینقدر گمنام است؟ چرا وقتی در ایران نام سینمای ژاپن به میون میاد همه کوروساوا به ذهنشون می رسه بدون اینکه از خودشون بپرسند که من واقعا کدوم یک از فیلمهاش رو دوست دارم و چرا باید او را تمجید کنم؟ برای پی بردن به بزرگی استاد ماساکی کوبایاشی کافیه فیلم «کوایدان» او را ببینید و بعد فیلم «رویاها» ساخته کوروساوا رو هم تماشا کنید. هر دو فیلم از نظر تم کلی و اپیزودیک بودن به هم شبیه هستند اما اصلا قابل قیاس نیستند. قدرت و نفوذ «رویاها» هرگز به پای «کوایدان» نمی رسد. 

تا اینجا فکرکنم تا حدی دینم رو به استاد کوبایاشی ادا کردم. اما در مورد فیلم هاراگیری (به ژاپنی سپوکو= خودکشی سامورایی)، فیلم از هر نظر در اوج است. درامی پر قدرت در کنار بازیگران حرفه ای، هاراگیری را به فیلمی درجه یک بدل ساخته است. فیلم هاراگیری اولین فیلم کوبایاشی بود که در غرب اکران شد و او را به جهانیان معرفی کرد و در فستیوال کن در سال 1963 جایزه ویژه هیات داوران را از آن خود کرد. منش و راه یک سامورایی واقعی در این اثر نمایش داده می شود. به دور از هرگونه اغراقی برای اولین بار با یک سامورایی آشنا شدم و تصویری که پیش از این با دیدن آثار زیادی از سامورایی ها در ذهنم شکل گرفته بود با این فیلم شکسته شد. سامورایی فردی نیست که یک تنه صدها نفر را به سرعت برق و باد از بین ببرد و بعد با لبخندی صحنه جنگ را ترک کند! این اخلاقیات، جوانمردی و از خود گذشتگی هاست که به سامورایی شخصیت می بخشد. اگر می خواهید یک فیلم کلاسیک ژاپنی اصیل ببینید و دلتان برای دیدن آداب و سنن ژاپن تنگ شده است و دوست دارید بدانید سامورایی چه کسی است، دیدن هاراگیری را از دست ندهید.


(Masaki Kobayashi (1916-1996